با بدي پيكار كردم
«پژمردن يك شاخه گل» را رنج بردم
«مرگ قناري در قفس» را غصه خوردم ...
ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
در دلم بود که آدم شوم اما نشدم
بي خبراز همه عالم شوم اما نشدم
تا بر دوست مکرّم شوم اما نشدم ...
ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
پشت پا زن
دور چرخ و گردش ایام را
سین ساغر
بس بود ای ترک، ما را روز عید
گو نباشد
هفت سین، رندان درد آشام را ...
ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
می گوید مهم این است که گذشته ای داشته باشی. اصل قضیه این است....
ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
كربلا در كربلا مىماند اگر زینب نبود
چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان
در كویر تفته جا مىماند اگر زینب نبود
ذو الجناح داد خواهى،بىسوار و بىلگام
در بیابان ها رها مىماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت یعنی آن خورشید سرخ
پشت ابرى از ریا مىماند اگر زینب نبود
در شکست لشکر شمشیرها ، تیغ زبان
در نیام ادعا می ماند، اگر زینب نبود
زخمه زخمىترین فریاد در چنگ سكوت
از طراز نغمه وامىماند اگر زینب نبود
در عبور از بستر تاریخ،سیل انقلاب
پشت كوه فتنهها مىماند اگر زینب نبود
در طلوع داغ اصغر ، استخوان اشک سرخ
در گلوى چشم ما مىماند اگر زینب نبود
قادر طهماسبی
بشنو كه سوگنامه ي ويراني من است
بيزارم از تمام رفيقان نا رفيق
اين ها چه قدر فاصله دارند تا رفيق ...
ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
اين عظمت مستور ...
رمز و رازي كه گاه از دل ناموس الله مي تراود و به ناچار با ضربت سيلي و ميخ در خاموش ميشود.
گاه به قعر چاههايي كه به دست يدالله حفر شده فرو مي رود.
و گاه از فرق شكافته اسدالله بيرون مي ريزد.
گاه از لب جگر گوشه نبي مي جوشد تا با جحد نامحرمان جگري به جا نماند،
و گاه از لسان ثارالله بر منبري به بلنداي نيزه به گوش مي رسد و گاه ...
ديگر زمين و زمان تاب تحمل ندارد،
اين رب عالم است كه پرده از اسرار بر مي دارد
آري؛كلام، كلام حق است...
اما...؛ اما اين بار كلمات تاب تحمل ندارند...
« ك ه ي ع ص»
اكنون روضه خوان خود خداست...
ولي مصيبت آنچنان عظيم است كه همانند آن پيكرهاي پاك، كلمات نيز چاك چاك شده اند:
ك ه ي ع ص
كربلا...هلاك آل رسول...يزيد...عطش...صبر...*
-------------------------------
بر خوان عالم چو عالميان را صلا زدند
اول صلا به سلسله انبيا زدند
نوبت به اوليا چو رسيد آسمان تپيد
زان ضربتي كه به سر شير خدا زدند
آن در كه جبرئيل امين بود خادمش
اهل ستم به پهلوي خير النسا زدند
پس آتشي ز اخگر الماس ريزه ها
افروختند و در حسن مجتبي زدند
وانگه سرادقي كه ملك محرمش نبود
كندند از مدينه و در كربلا زدند ...
_____________________________
لطفی کنید و از سر ما سایه کم کنید ...
ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد





