تبليغاتX
چاله چوله
حالی برای گفتن از این حال بد نیست
این‌جا کسی حتی نشونی‌تم بلد نیست

باید نشونی ِ تو رو از ماه پرسید
باید تو رو از گریه توی چاه پرسید

باید تو رو از بچه‌های کوفه پرسید
تو کاسه‌های شیر باید که تو رو دید

این‌جا هوا بوی کثافت داره آقا
خندیدن ما شکل عادت داره آقا

این‌جا تمام مردها نامردن آقا
دستا به دزدی کردن عادت کردن آقا

با ذوالفقار تو  خدا رو سر بریدن
قرآن و با سرنیزه‌ها یک‌جا خریدن

این‌جا شبی از معده‌ها طوفان به‌پا شد
فرداش علی کافر، ابوموسی خدا شد

حتی بهشت‌ام قیمت‌اش بالا کشیده
می‌گن معاویه سهام‌اش رو خریده

این‌جا هواخواه تو بودن سود داره
تو سینه چاکات ابن ملجم بی‌شماره

...

تو اولین و آخرین مرد زمینی
اون چاه می‌دونه که تو عاشق‌ترینی

...

حالی برای گفتن از این حال بد نیست
این‌جا کسی حتی نشونی‌تم بلد نیست

باید نشونیِ تو رو از ماه پرسید
باید تو رو از گریه توی چاه پرسید

باید تو رو از بچه‌های کوفه پرسید
تو کاسه‌های شیر باید که تو رو دید

میثم یوسفی-14 مهر 1386
 
انتخاب شده توسط mohsen در 87/07/01 ساعت 18:14 | لینک ثابت |

از تو همین تواضع عامی مرا بس است

                                      در هفته ای جواب سلامی مرا بس است

نی صدر وصل خواهم و نی پیشگاه قرب

                                       همراهی تو یک دو سه ماهی مرا بس است

 بیهوده گرد عرصه جولانگه توام

                                       گاهی کرشمه ای و خرامی مرا بس است

 خمخانه ای نمی طلبم از شراب وصل

                                      یک قطره بازمانده جامی مرا بس است

 وحشی مگو، بگو سگ کو بلکه خاک راه

                                      یعنی ز تو نوازش مامی مرا بس است

 

« وحشی بافقی، دیوان اشعار »

انتخاب شده توسط mohsen در 87/05/30 ساعت 18:55 | لینک ثابت |
عید شد ساقی بیا در گردش آور جام را

پشت پا زن دور چرخ و گردش ایام را

سین ساغر بس بود ای ترک، ما را روز عید

گو نباشد هفت سین، رندان درد آشام را ...



ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
انتخاب شده توسط mohsen در 87/01/01 ساعت 9:0 | لینک ثابت |
سر نى در نینوا مى‏ماند اگر زینب نبود

كربلا در كربلا مى‏ماند اگر زینب نبود

چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان‏

در كویر تفته جا مى‏ماند اگر زینب نبود

ذو الجناح داد خواهى،بى‏سوار و بى‏لگام‏

در بیابان ها رها مى‏ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت یعنی آن خورشید سرخ

پشت ابرى از ریا مى‏ماند اگر زینب نبود

در شکست لشکر شمشیرها ، تیغ زبان

در نیام ادعا می ماند، اگر زینب نبود

زخمه زخمى‏ترین فریاد در چنگ سكوت‏

از طراز نغمه وامى‏ماند اگر زینب نبود

در عبور از بستر تاریخ،سیل انقلاب‏

پشت كوه فتنه‏ها مى‏ماند اگر زینب نبود

در طلوع داغ اصغر ، استخوان اشک سرخ‏

در گلوى چشم ما مى‏ماند اگر زینب نبود

                                                قادر طهماسبی

انتخاب شده توسط mohsen در 86/12/10 ساعت 9:51 | لینک ثابت |
اين مثنوي حديث پريشاني من است
بشنو كه سوگنامه ي ويراني من است
بيزارم از تمام رفيقان نا رفيق
اين ها چه قدر فاصله دارند تا رفيق ...

ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
انتخاب شده توسط mohsen در 86/11/07 ساعت 11:46 | لینک ثابت |
دیگر بس است عدل پس از این ستم کنید

لطفی کنید و از سر ما سایه کم کنید ...


ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
انتخاب شده توسط mohsen در 86/10/12 ساعت 23:55 | لینک ثابت |
بي تو در خلوت خود من همه شب بيدارم
آه ...اي عشق! که من چشم به راهت دارم
کم براي من از اين پنجره ها حرف بزن !
من بـدون تو از اين پنجــره ها بـيــزارم !

ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
انتخاب شده توسط mohsen در 86/09/05 ساعت 15:21 | لینک ثابت |
اول آبی بود این دل، آخر اما زرد شد
آفتابی بود، ابری شد، سیاه و سرد شد
آفتابی بود، ابری شد، ولی باران نداشت
رعد و برقی زد ولی رگبار برگ زرد شد
صاف بود و ساده و شفاف، عین آینه
آه، این آیینه کی غرق غبار و گرد شد؟ ...
شعری از مرحوم قیصر امین پور - دستور زبان عشق

ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
انتخاب شده توسط mohsen در 86/08/25 ساعت 23:24 | لینک ثابت |

اهل عرفانم من،
کاروبارم بد نیست

برجکی ساخته ام در دل شهر
طبقاتش هفده
همه را پیش فروش بنمودم
پولهایم همه در بانک سوئیس
به امانت باقی است
اهل عرفانم من


ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
انتخاب شده توسط mohsen در 86/08/16 ساعت 10:28 | لینک ثابت |

تنها دل تو نيست كه چون ما شكسته است
اين كاسه كوزه بر سردنيا شكسته است
از من يكي مپرس كجاي دلم شكست
يكجا دو جا كه نيست صد جا شكسته است  


ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
انتخاب شده توسط mohsen در 86/08/02 ساعت 11:24 | لینک ثابت |

گفتی که به احترام دل باران باش
باران شدم و به روی گل باریدم
گفتی که ببوس روی نیلوفر را
از عشق تو گونه های او بوسیدم ...

 


ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
انتخاب شده توسط mohsen در 86/07/24 ساعت 9:56 | لینک ثابت |

هوا سرد است !
به روي بيني ام از سقف منزل مي چكد باران.
زمين يخ، دست يخ، پا يخ، كمر يخ، سينه يخ، دل يخ
غلط كردم اگر هنگام گرما « اوخ و اخ » كردم
خدايا !
پاك، يخ كردم !

شعري از ابوالفضل زرويي نصرآباد


ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
انتخاب شده توسط mohsen در 86/07/13 ساعت 13:33 | لینک ثابت |
از عشـق به جـز زمـزمـه اي هيـچ نمـانده
امـّـا دِلِ مــــا را بـه چـه روزي كـه نشـانده

من جرأتِ ابـراز نَـدارم ؟! ... چه دُروغي -
چشمانِ دهن لق كه به گوشت َنرِسانده!...

ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
انتخاب شده توسط mohsen در 86/07/01 ساعت 15:33 | لینک ثابت |
آسان به باد رفت زمانهای قیمتی

با پرسه های هر شبمان در شریعتی

سوهان به روی چینی اعصاب می کشید

آن بوقهای خسته صداهای لعنتی...

 


ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
انتخاب شده توسط mohsen در 86/06/28 ساعت 11:4 | لینک ثابت |
ای وجودت آسمان را آبرو
ای سوار سبز پوش آرزو

ای امید شاپرکهای غریب
ای دلیل آیه امن یجیب ...



ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
انتخاب شده توسط mohsen در 86/06/25 ساعت 15:45 | لینک ثابت |
کنار شعر تو خاکستری است تصویرم
برای با تو نشستن هنوز هم دیرم
اگر چه ابر گرفته است شانه هایت را
ببخش دست خودم نیست رو به تبخیرم ...

ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
انتخاب شده توسط mohsen در 86/06/20 ساعت 22:49 | لینک ثابت |
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم ...

شعری از قیصر امین پور


ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
انتخاب شده توسط mohsen در 86/06/05 ساعت 18:37 | لینک ثابت |
از تمام رمز و رازهاي عشق؛
جز همين سه حرف؛
جز همين سه حرف ساده ميان تهي،
چيز ديگري سرم نمي شود؛
من سرم نمي شود،
ولي....
راستي دلم كه مي شود..! 
                          قيصر امين پور
انتخاب شده توسط mohsen در 86/06/05 ساعت 18:13 | لینک ثابت |
صخره ! نامت چه صلابت دارد
گوش بر محكمي نام تو عادت دارد
صخره! اي كاش دلم جايگهت مي گرديد
آنكه دل صخره بود ، وه چه سعادت دارد! ...

ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد
انتخاب شده توسط mohsen در 86/06/01 ساعت 11:6 | لینک ثابت |
 
business articles
Powered By Blogfa - Designing By mohsen
ÎíÇÈÇäåÇí ÓÑÏ ÔÈ