hacked by : ******
the_end_of_me@rocketmail.com
the_end_of_me@rocketmail.com
انتخاب شده توسط mohsen در 87/07/22 ساعت 2:14 | لینک ثابت |
درباره چاله چوله

روزی چشم به دیگر یارانش گفت: کوهی پوشیده از ابر در پشت این دریاها میبینم به راستی که چه کوه زیبایی است؟!
گوش گفت: کجاست آن کوهی که تو میبینی؟ من صدای او را نمی شنوم.
دست گفت: من می کوشم تا او را لمس کنم اما هیچ کوهی را نمی یابم.
بینی گفت: من وجود او را درک نمی کنم زیرا قادر نیستم او را ببویم پس وجود آن غیر ممکن است!
آنگاه چشم به سوی دیگری برتافت و با خود خندید در حالی که حواس دیگر درباره چنین خیالبافی هایی گفتگو میکردند و به این نتیجه رسیدند که چشم از را به در شده است!
<جبران خلیل جبران>
گوش گفت: کجاست آن کوهی که تو میبینی؟ من صدای او را نمی شنوم.
دست گفت: من می کوشم تا او را لمس کنم اما هیچ کوهی را نمی یابم.
بینی گفت: من وجود او را درک نمی کنم زیرا قادر نیستم او را ببویم پس وجود آن غیر ممکن است!
آنگاه چشم به سوی دیگری برتافت و با خود خندید در حالی که حواس دیگر درباره چنین خیالبافی هایی گفتگو میکردند و به این نتیجه رسیدند که چشم از را به در شده است!
<جبران خلیل جبران>
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
پست های مورد علاقه
امکانات





